دیده ی بخت به افسانه او شد در خواب
کونسیمی ز عنایت که کند بیدارم؟
چون تو را درگذر ای یار نمی یارم دید
با که گویم که بگوید سخنی با یارم؟
دوش میگفت که حافظ همه روی است و ریا
به جز از خاک درش با که بود بازارم؟