هر روز صبح اولین کاری که میکنم چک کردن ایمیلم است و وقتی میبینم از ف مهربان بی رحمم خبری نیس مطمئن تر میشوم یادش رفته ام پس در عین اینکه خوشحال تر میشوم ناامیدتر و دل شکسته تر میشوم .. مرا یاد این شعر می اندازد: چه نهالی کاشتم منو و بی بر گردید ..
یه زمانی دلم میسوخت اما الان از همه مهربانهای بی رحم بدم میاد. حس میکنم مستحق بیرحمی نیستم...
اینکه کی استحقاق چی رو داره واقعا نمیدونم در مورد خودم منصفانه نگاه کنم به طرف مقابل حق میدم ولی تو رو نمیدونم در مورد مهربونای بی رحم فکر میکنم بعضی از احساس و عواطف انسانی شروع میکنن فاصله گرفتن و یه دیوار بتونی بین خودشون و بقیه درست میکنن ولی نهایتا همه به شکلی حق دارن
یه زمانی دلم میسوخت اما الان از همه مهربانهای بی رحم بدم میاد. حس میکنم مستحق بیرحمی نیستم...
اینکه کی استحقاق چی رو داره واقعا نمیدونم در مورد خودم منصفانه نگاه کنم به طرف مقابل حق میدم ولی تو رو نمیدونم
در مورد مهربونای بی رحم فکر میکنم بعضی از احساس و عواطف انسانی شروع میکنن فاصله گرفتن و یه دیوار بتونی بین خودشون و بقیه درست میکنن ولی نهایتا همه به شکلی حق دارن
من این حس رو خیلی میفهمم، خیلی زیاد.
میدونم توام حس میکنی کاش از رنجت از رنجم کم شه