رفتار غلیظ

بعضی آدم ها رسالت مهمی روی شانه اشان دارند یا شاید قراردادی یک طرفه و مادام العمر با خودشان بسته اند اگر حتی پای مرگ هم در میان بود از کسی تعریف نکنند ! البته یک آن طرف مرز هم داریم که دلت بهم می خورد از شدت ادا بازی هایشان; همان ها که در صندوقچه مادربزرگ خدا رحمت کرده اشان را باز میکنند و لیستی از تاریخ گذشته ترین و دل آشوب ترین صفت های خوب را دور گردنت می اندازند و سعی میکنند شبیه گوسفند پروار شوی و سر بزنگاه لای برنج میلت کنند !


مورد جالب توجه دسته اول هستند; همان هایی که میزان صداقت اشان سر رفته است , همان ها که قبل گفتن با تاکید یادآوری می کنند "می دونم شاید ناراحتت کنم ولی ..." " من وظیفه خودم میدونم که بگم ..." همان ها که از سر دلسوزی, محبت, انسان دوستی با تو شبیه صفحه دارت رفتار می کنند و یکی پس از دیگری با نهایت دقت و البته احساس مسئولیت با تمام توان و انرژی اشان به هدف میزنند.


امروز بعد مدت ها که تجربه دوباره صفحه شدن دارت بازی کسی بودم برای بار هزارم به خودم یادآوری کردم همیشه در برخورد با آدم ها چه آشنا چه غریبه فقط یک حرف که بوی چمن زده شده بدهد یا نرمی اش به اندازه چند لحظه پوست کسی را نوازش کند بهش بدهم, کسی چوب جادویی ندارد و قدرت پر کردن چاله چوله های زندگی کسی را ندارد یا اصلا کلید خوب کردن حال کسی در جیب و کیف بقیه نیست ولی یک جمله ساده یا یک لبخند شاید بتواند راه گلوی گرفته کسی را باز کند.

 کاش بعضی ها یاد بگیرند قاطی صداقت اشان حتی با تمام درستی آب بریزند و رقیق اش کنند.




نظرات 1 + ارسال نظر
در بازوان چهارشنبه 17 آذر 1400 ساعت 12:34

آ گل گفتی.
اصلا صداقت نیست یه وقتایی. یه لحظه فراموش کردن عیب های خود آدمه برای اون دارت پرت کن. :/

میتونه صداقت باشه ولی بیان خوبی نداره یا طرف سبک سنگین نمیکنه, ولی خب اکثر اوقاتم یه نیت پلیدی پشت قضیه هست

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد