چرا آدما توی ارتباط باهمدیگه بازی های روانی درست می کنن؟ چرا بازی روانی راه میندازن و در عین اینکه از این بازی رنج می کشن و سیستم عصبی شون رو بهم میریزه و مدام به شکل های مختلف سعی میکنن اجتناب کنن ولی هم زمان یه لذت عجیب زیرپوستی هم میبرن؟ خیلی فکر میکنم و نمی تونم به جواب قطعی برسم چرا این کار رو توی ذهنم و با روانم به صورت ناخودآگاه انجام میدم!
آخه ثمرجان بنظرم داستان اینه هرکسی این رو به یک مقداری داره. اصلا کسی که نداشته باشه یعنی آداب اجتماعی بلد نیست. یعنی متوجه میشی یکی نسبت بهت یه رفتاری داره و بر اساس تفکرت ریشه یابی میکنی حالا صحیح یا غلط. بعضی ها هی کش میدن، کش میدن، میرن به بقیه میگن و کل روزشون انگار اعصابشون درگیره. هرکاری میکنی رو به منظور میگیرن و حس میکنن مدام داره بهشون بی احترامی میشه. شاید گاهی من هم هستم اما زود فراموش میکنم و برام بی اهمیت میشه. فکر میکنم این داستان ادامه دار بشه بهم آسیب میزنه و از کار میندازتم.
آره حرفت رو قبول دارم هم اینکه همه مقداری درگیرش هستیم و هم اینکه حد و حدود داره. الان که گفتی کلی تو ذهنم مثال اومد که چقد رو اعصاب بود و آره این نوع درگیری و خودخوری و اورتینک بودن آدم روی یه حرکت خاص آدم یا آدما دیگه گاهی اوقات دیوونه کننده ست.
در مورد خودم و اینجا صرفا توی ارتباط با یه نفر خاص متوجه این موضوع شدم چون معمولا در ارتباط با بقیه آدما خیلی تلاش کردم به حداقل برسونم و قبلا واقعا حساسیت بالا داشتم
نمیدونم من هم واقعا!! یعنی انرژی که صرف این کار میکنن و حتی رنجی که گاهی میکشن رو اگر روی یه کار دیگه بذارن مطمئنم مدیر کل میشن.