یکی از جمله هایی که سال هاست تابستان ها ورد زبانم ست و تحت شرایط و موقعیت های مختلف با خودم گفته ام یکی از دیالوگ های فیلم " مادر " است. اگر از شدت درد و رنج شخصی در حالت انفجار خودکار باشم, اگر مسائل خانوادگی امانم رو بُریده باشد, اگر دلتنگی جانم رو به در بُرده باشد, اگر ناامید و مستاصل باشم, اگر کسی به دلم بنشیند و جانم بخواهد برایش دربرود, اگر با خودم از در مدارا دربیایم و از در عقل بخواهم خودم رو با نوازش و آرام نصیحت کنم می گویم. البته کاربرد و مورد استفاده ش فقط مخصوص این فصل است چون خنک و تر و تازه ام میکند دقیقا مثل دیدن فیلمش موقع بدحالی, شبیه نوشیدنی های قدیمی است همان ها که داخل لیوان های رنگی بزرگ (سبز تیره یا زرد) پر یخ بود یا شبیه خوردن کاهو-سکنجبین داخل سینی مسی وسط عصر تابستان وقتی حیاط با آب پاشی بوی خاک تازه می گرفت و سوار دوچرخه قرمزم دنبال مورچه ها راه می افتادم.
' نه دخترم، دخترکم، تو ماهی، منیری، طفل لطیفی، طفلک تلف میشی، گوله ی برفی آب میشی'
آلبوم مادر مخصوص لیموی عزیز, جهت اشتراک یکی دیگر از گنجینه های شخصی